این مسابقه که در ورزشگاه الکویت در کشور کویت برگزار شد، در چارچوب مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ فوتبال انجام گرفت و دومین بازی گروه پنجم این مرحله بود.
در تیم ایران، مهدی رحمتی، محسن بنگر، سیدجلال حسینی، هاشم بیک زاده، محمد غلام نژاد، ابراهیم صادقی، آندرانیک تیموریان، علی کریمی، مهرزاد معدنچی، مسعود شجاعی و علیرضا واحدی نیکبخت بازی کردند.

در ابتدای بازی، واحدی نیکبخت در دقیقه ۳ و سید جلال حسینی در دقیقه ۶، گلهای ایران را به ثمر رساندند اما در ادامه بازی، تیم ایران موفق به گل زدن نشد و تیم کویت توانست در دقیقه ۳۶ نخستین توپ را با پای احمد العزمی وارد دروازه ایران کند.
در نیمه دوم نیز فهد الراشدی دومین گل کویت را در دقیقه ۸۴ به ثمر رساند و توانست نتیجه بازی را از برد ایران به تساوی تغییر دهد.
ایران با این تساوی در مکان دوم جدول گروه پنجم رقابتهای انتخابی جام جهانی قرار گرفت، امارات که همزمان با ایران در مقابل سوریه به تساوی یک بر یک دست یافت در صدر جدول قرار گرفت و قرار است در دیدار بعدی که در تهران برگزار می شود، حریف ایران شود.
این مسابقه دوم ژوئن (سیزدهم خرداد) آینده در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود.
سوریه و کویت که در رده های سوم و چهارم قرار گرفته اند نیز قرار است در سوریه به رقابت بپردازند.
البته این تهدید عملی نشد و پس از مذاکره مسئولین باشگاه شیرین فراز با سران سازمان لیگ، این تیم بازی خود مقابل تیم مس کرمان در هفته بیست و چهارم لیگ را برگزار کرد.
پیش از این استقلال اهواز، یکی دیگر از دو باشگاه خصوصی در میان 18 باشگاه حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران نیز چندین بار تهدیدهای مشابهی را مطرح کرده بود که همگی بینتیجه ماندند.
مشکلات این دو باشگاه به خوبی نمایانگر یکی از معضلات بزرگ در فوتبال ایران است و آن اینکه مالکیت خصوصی در ساختار فعلی فوتبال ایران امری بسیار دشوار است.
علت اصلی آن هم به اعتقاد کارشناسان این است که آزادسازی باید بر خصوصیسازی مقدم باشد، در حالیکه در بازار ورزشی ایران شرایط آزاد و رقابتی وجود ندارد.
استقلال و پرسپولیس
با وجود اینکه مسئولین همواره تاکید میکنند که به حکم برنامه چهارم توسعه و همچنین اصل 44 قانون اساسی، باشگاههای ورزشی دولتی هم باید به بخش خصوصی واگذار شوند و همواره از مزایای فراوانی که واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی برای توسعه فوتبال ایران در پی دارد صحبت میشود، اما تاکنون ارادهای واقعی برای خصوصیسازی باشگاههای فوتبال وجود نداشته است.
به عنوان نمونه، در مورد پرسپولیس و استقلال، بزرگترین باشگاههای فوتبال ایران، مجوز واگذاریشان در سال 84 به تصويب هيات وزيران رسيد و به سازمان خصوصیسازی نیز تفويض شد.
در همان زمان حتی كارشناسانی براي تعيين قيمت واقعی باشگاه پرسپولیس معرفی شد، اما به دنبال انتخاب محمود احمدینژاد به عنوان رییس جمهور و با توجه به تغيير و تحولات آن دوره سازمان تربيت بدنی، موضوع واگذاری پرسپوليس نیز متوقف ماند.
در دوره دولت فعلی، با انتصاب مقامات نزدیک به دولت در هیات مدیره پرسپولیس و استقلال توسط محمد علیآبادی، معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی که سازمان متبوعش مالک اصلی این دو باشگاه است، حتی در مسیری مخالف خصوصیسازی نیز حرکت میشود.
مقاومت دربرابر خصوصی سازی
چندی پیش، امیررضا خادم، رییس کمیته تربیت بدنی مجلس هفتم نیز پس از جلساتی با مدیران و مسئولین باشگاههای دولتی، از مقاومت آنها برای واگذار شدن به بخش خصوصی خبر داده بود.
واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی در ایران از طريق سازمان خصوصیسازی انجام میشود، و با توجه به زيانده بودن اغلب باشگاهها، واگذاری آنها باید به صورت مزايده و خارج از بورس صورت بگیرد.
اما از آنجایی که باشگاههایی مثل پرسپولیس و استقلال علیرغم سابقه طولانیشان دارايیهای فيزيكی خاصی نیز ندارند و بايد منابع انسانی و بازيكنان آن ارزشگذاری شوند، و همچنین به دليل شفاف نبودن صورتهای مالی و عدم ثبت قراردادهای بازيكنانشان، قيمتگذاری باشگاهها نیز با مشکلاتی روبرو است.
اما حتی اگر ارادهای هم برای خصوصیسازی باشگاههای فوتبال در ایران وجود داشته باشد و این باشگاهها واقعاً به بخش خصوصی واگذار شوند، در ساختار اقتصادی ایران بعید است که بخش خصوصی بتواند از عهده باشگاهداری برآید و بتواند تنگناهای مالیای را که شیرین فراز کرمانشاه و استقلال اهواز با آن مواجهاند، حل کند.
دست بسته باشگاه ها برای کسب درآمد
در واقع باشگاههای فوتبال، به دلیل ساختار غیرآزاد اقتصاد ایران و فقدان قوانین لازم، منابع درآمدی بسیار محدودی دارند.
بزرگترین مانع درآمدزایی باشگاههای ایران، امتناع صدا و سیما از پرداخت حق پخش مسابقات به باشگاههاست که اصلیترین منبع درآمد در ورزش محسوب میشود.
علاوه بر آن عدم رعايت قانون حق مولف (کپیرايت) در ايران، کسب درآمد از محل فروش پیراهن تیم و اقلام تجاری هواداران (Fan articles) که دارای نشان باشگاه هستند را نیز بسیار دشوار میسازد.
مقایسه منابع درآمدی لیگ برتر فوتبال ایران با پنج لیگ بزرگ جهان به خوبی نشاندهنده ساختار متفاوت در بازار فوتبال ایران است.
فروش حقوق پخش تلویزیونی در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، انگلیس و آلمان به ترتیب 56، 56، 51، 31 و 29 درصد کل درآمدهای باشگاهها را تشکیل میدهد.
حمایت های مالی (اسپانسرینگ) و فروش اقلام تجاری نیز به ترتیب 28، 25، 25، 35 و 44 درصد است. اما در ایران، در سه دوره نخست لیگ برتر فوتبال، اصلیترین منابع درآمد، تبلیغات (73 درصد) و فروش بلیت (23 درصد) بوده است.
مادامی که این مشکلات ساختاری در اقتصاد ایران برطرف نشوند و آزادسازی اقتصادی انجام نگیرد، واگذاری باشگاههای فوتبال به بخش خصوصی نه تنها دردی را از فوتبال ایران دوا نمیکند، بلکه چه بسا ممکن است به مشکلات آن نیز بیفزاید.